سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۷
سینمای تراز انقلاب، خانواده محور است

حوزه/ محسن جاهد گفت: سینما و تلویزیون ما اگر میخواهد در تراز انقلاب اسلامی و فرهنگ ایرانی-اسلامی حرکت کند، باید خانواده را نه به عنوان یک لوکیشن یا زمینه ساده، بلکه به عنوان قهرمان اصلی روایت های خود در نظر بگیرد.

خبرگزاری حوزه | محسن جاهد، تهیه کننده سینما و تلویزیون در گفت وگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه خانواده به عنوان اولین و مهم ترین نهاد اجتماعی، همواره نقشی محوری در شکل دهی به هویت فردی و جمعی انسان ها داشته است، اظهار کرد: وقتی از آثار نمایشی سخن می‌گوییم، در حقیقت از آینه تمام نمای جامعه حرف می‌زنیم. خانواده در این آینه، نه یک سوژه تزیینی یا حاشیه‌ای، بلکه هسته مرکزی بسیاری از روایت‌هاست. از سینمای کلاسیک ایران تا سریال‌های پرمخاطب امروزی، همواره شاهد بازنمایی الگوهای مختلفی از خانواده بوده‌ایم؛ از خانواده سنتی و پدرسالار گرفته تا خانواده مدرن و گاهی فروپاشیده.

وی افزود: سوال اساسی اینجاست که آیا تصویری که از خانواده در آثار نمایشی ارائه می شود، صرفاً بازتابی از واقعیت‌های اجتماعی است یا می تواند خود عاملی برای تغییر نگرش‌ها و حتی بهبود کارکردهای خانواده باشد؟ به باور من، هنر نمایشی نه تنها بازتاب دهنده واقعیت است، بلکه می‌تواند واقعیت ساز هم باشد. یعنی مخاطب پس از تماشای یک سریال یا فیلم، ناخودآگاه الگوهای رفتاری، ارزش های اخلاقی و سبک ارتباطی ارائه شده در آن اثر را در زندگی خود جستجو می‌کند.

جاهد در ادامه با اشاره به ظرفیت بالای رسانه ملی و پلتفرم‌های نمایش خانگی در شکل دهی به باورهای عمومی درباره خانواده، تصریح کرد: متأسفانه در سال‌های اخیر، شاهد دو جریان متضاد در تصویرسازی از خانواده بوده‌ایم. از یک سو، آثاری که تلاش کرده‌اند خانواده را به عنوان کانون آرامش، عشق، فداکاری و حمایت عاطفی به تصویر بکشند و از سوی دیگر، آثاری که عمدتاً بر تعارضات، خیانت‌ها، فروپاشی‌ها و اختلافات نسلی تمرکز کرده اند. نکته مهم اینجاست که هر دو نوع تصویرسازی، به یک اندازه تأثیرگذارند، اما تأثیر نوع دوم اغلب مخرب‌ است، زیرا ذهنیت مخاطب را به سمت طبیعی جلوه دادن آسیب‌های خانوادگی سوق می‌دهد.

این تهیه‌کننده سینما و تلویزیون با تأکید بر اینکه تصویرسازی مطلوب از خانواده هرگز به معنای سانسور واقعیت یا شعارزدگی نیست، بیان کرد: اشتباه بزرگ برخی کارگردانان و فیلمنامه‌نویسان این است که گمان می‌کنند تنها راه جذابیت آثار نمایشی، نمایش درام‌های سیاه، خشونت‌های خانگی یا فروپاشی های عاطفی است. در حالی که نمونه های موفقی در سینمای جهان و حتی ایران داریم که نشان می‌دهد می‌توان خانواده‌ای سالم، با چالش‌های واقعی اما نه اغراق آمیز، به تصویر کشید و در عین حال اثری عمیق، تأمل برانگیز و پرمخاطب خلق کرد.

جاهد در پاسخ به این پرسش که تا چه حد تصویرسازی مطلوب از خانواده می تواند دستاوردهای مثبت اجتماعی داشته باشد، گفت: دستاوردهای این موضوع را می‌توان در چند سطح بررسی کرد. سطح اول، کاهش آسیب‌های اجتماعی است. آثاری که به درستی مهارت‌های ارتباطی در خانواده را نمایش می‌دهند، می‌توانند به طور غیرمستقیم به مخاطب بیاموزند که چگونه تعارضات خانوادگی را بدون خشونت یا طلاق عاطفی مدیریت کند. سطح دوم، تقویت سرمایه اجتماعی و اعتماد میان اعضای جامعه است. وقتی خانواده در آثار نمایشی به عنوان نهادی امن و پشتیبان معرفی می‌شود، افراد جامعه احساس تعلق و امنیت بیشتری پیدا می‌کنند و این حس به روابط اجتماعیِ فراتر از خانواده نیز تسری پیدا می کند.

وی افزود: سطح سوم، تأثیر بر نرخ ازدواج و فرزندآوری است. آمارهای غیررسمی نشان می‌دهد در دوره‌هایی که سریال‌های با محوریت خانواده‌های گرم و صمیمی پخش شده، علاقه به ازدواج و تشکیل خانواده در بین جوانان افزایش یافته است. برعکس، وقتی آثار نمایشی عمدتاً به نمایش خیانت، بدبینی متقابل همسران و تلخی‌های زندگی مشترک می‌پردازند، بی‌میلی به ازدواج در جامعه تشدید می‌شود. این را نمی‌توان نادیده گرفت. هنر نمایشی قدرت نرم افزاری عظیمی دارد و سیاست گذاران فرهنگی هنوز به خوبی از این ظرفیت استفاده نمی‌کنند.

محسن جاهد در بخش دیگری از گفت‌وگو خود با انتقاد از نگاه بعضاً سلیقه‌ای ناظران و شوراهای نظارت بر محتوای خانواده در آثار نمایشی، اظهار کرد: مشکل ما این است که گاهی تعریف روشنی از «تصویرسازی مطلوب» نداریم. بعضی مسئولان نظارتی تصور می‌کنند تصویرسازی مطلوب یعنی خانواده‌ای بدون هیچ مشکل، همسری که هرگز عصبانی نمی‌شود، فرزندی که هرگز خطا نمیکند و پدری که همیشه قهرمان است. این نه فقط غیرواقعی، بلکه مضر است، زیرا مخاطب هنگام مواجهه با مشکلات واقعی زندگی، احساس شکست می‌کند و تصور می‌کند تنها خانواده او چنین مسائلی دارد. تصویرسازی مطلوبِ درست، آن است که ضمن نشان دادن چالش‌های واقعیِ خانواده، راه حل‌های سالم، اخلاقی و مبتنی بر فرهنگ بومی برای عبور از آن چالش ها ارائه دهد. به عبارت دیگر، خانواده‌ای که مشکل دارد اما فرو نمی‌پاشد؛ خانواده‌ای که تعارض دارد اما تخریب نمی‌کند؛ خانواده‌ای که گاهی فریاد می‌کشد اما در نهایت با گفت‌وگو به تفاهم می‌رسد.

وی با اشاره به تجربه شخصی خود در تولید آثار خانوادگی، تصریح کرد: در پروژه‌هایی که خودم حضور داشته‌ام، تلاش کرده‌ایم بین جذابیت دراماتیک و مسئولیت اجتماعی تعادل برقرار کنیم. گاهی از من می‌پرسند مگر تهیه‌کننده وظیفه دارد به فکر تأثیرات اجتماعی اثر باشد؟ پاسخ من قاطعانه است: بله. تهیه کننده‌ای که تنها به فکر فروش و جذب مخاطب است، نه تنها هنرمند نیست، بلکه از کارویژه فرهنگی هنر سینما و تلویزیون غافل شده است. ما می‌توانیم هم پرمخاطب باشیم و هم مفید.

جاهد در پاسخ به این پرسش که چرا برخی فیلمسازان از نمایش خانواده سالم طفره می روند، گفت: بخشی از آن به نگاه تقلیل گرایانه به «درام» بازمی‌گردد. برخی هنوز فکر می‌کنند درام یعنی جنگ، مرگ، خیانت و فروپاشی. در حالی که درام را می توان در جزئی‌ترین و سالم‌ترین روابط خانوادگی هم پیدا کرد. مثلاً تصمیم یک مادر برای شاغل شدن و تعارض او با همسرش برای تقسیم مسئولیت ها، یا تلاش یک پدر برای ابراز محبت به فرزند نوجوانش که از او فاصله گرفته است. این‌ها موقعیت‌های دراماتیکی عمیق و جهانی هستند بدون اینکه نیاز به نمایش زشتی‌ها یا غیراخلاقی بودن داشته باشند. گاهی یک نگاه، یک سکوت، یک تأخیر در رسیدن به خانه، می‌تواند به اندازه یک صحنه خیانت تعلیق دراماتیک ایجاد کند. اما این ظرافت‌ها نیازمند نویسندگی قوی و اعتماد به نفس هنری است که متأسفانه نزد برخی فیلمسازان کمتر دیده می‌شود.

وی در پایان با تأکید بر نقش نهادهای فرهنگی و رسانه‌های گروهی در حمایت از آثاری که خانواده را به درستی بازنمایی می کنند، بیان کرد: دستاوردهای مثبت تصویرسازی مطلوب از خانواده، منحصر به فرد نیست. وقتی خانواده در آثار نمایشی قدر می‌بیند، به تبع آن فرزندآوری، احترام به والدین، وفاداری زناشویی و همدلی میان خواهر و برادر هم قدر می بینند. اینها سرمایه هایی هستند که نمی‌توان ارزش مادی برایشان تعیین کرد، اما جوامعی که این سرمایه‌ها را از دست بدهند، با معضلاتی مواجه می شوند که هیچ فناوری و پیشرفت مادی قادر به جبران آن نیست. سینما و تلویزیون ما اگر میخواهد در تراز انقلاب اسلامی و فرهنگ ایرانی-اسلامی حرکت کند، باید خانواده را نه به عنوان یک لوکیشن یا زمینه ساده، بلکه به عنوان قهرمان اصلی روایت های خود در نظر بگیرد. خانواده نه مشکل، بلکه راه حل؛ نه بار اضافی، بلکه بال های پرواز. این نگاه، زمانی می تواند به رویه غالب تبدیل شود که هم فیلمسازان درک درستی از این مسئولیت داشته باشند، هم ناظران دیدگاهی عمیق تر از ممیزی صوری پیدا کنند و هم مخاطبان با انتخاب های خود، از آثاری که خانواده را به رسمیت می شناسند، حمایت کنند.

انتهای پیام

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha